تبليغاتX
رسانه MEDIA - گزارشگري و تمثيل فيل مولانا

حكيم مولانا جلال الدين محمدبلخي در دفتر سوم كتاب گهربار مثنوي تمثيل با ارزشي دارد كه از يك نظر با موضوع گزارشگري ارتباط پيدا مي كند. موضوع اين تمثيل درباره فيلي است كه هندي ها براي تماشاي مردم آورده و در محل تاريكي قرار داده بودند. براي ديدن فيل اشخاص زيادي مي آمدند و به آنجا مي رفتند.

پيل اندر خانــــــــه تـــاريك بود

عرضه را آورده بودنـــدش هنــــود

از بــــراي ديدنش مــــــردم بسي

اندر آن ظلمت همي شد هــــركسي

ديدنش با چشم چـــون ممكن نبود

اندر آن تاريكيش كف مــــــي بسود

آن يكــــي را كف بخرطوم افتــــاد

گفت همچون نـــــــاودانستش نهاد

آن يكي را دست برگوشش رسيــــد

آن براو چون بــــادبيزن شـــد پديد

آن يكي را كف چو برپايش بســــود

گفت شكل پيـل ديدم چون عمـــود

آن يكي برپشت او بنهـــــــاد دست

گفت خود اين پيل چون تختي بدست

همچنين هريك بجز وي چون رسيـد

فهم آن مي كرد هـــــرجــا مي تنيد

از نظــــرگه گفتشان بـــــد مختلف

آن يكـي دالــــــش لقب داد آن الف

در كف هركس دگر شمعي بــــــدي

اختلاف از گفتشان بيــــــرون شدي

در ظلمت شب چون" چشم" به عنوان يك ابزار جمع آوري اطلاعات كارايي نداشت افراد براي دستيابي به اطلاعات به " حس لامسه" متكي بودند، يكي كف بخرطوم فيل كشيد و گزارش داد مانند" ناودان"" است يكي دست بر گوش فيل ماليد و گفت مانند "بادبزن" است. يكي ديگر پاي فيل را لمس كرد و گزارش داد چون ستون و عمود ساختمان است. يكي دست به پشت فيل كشيد و گزارش داد مانند تخت مي ماند.

در واقع هــــركس به جزئي از بدن فيل دست مي كشيد و متناسب با فهم خودش آنچه را مي يافت، صحيح مي دانست و بيان مي كرد.

« اين ابيات نشان دهنده اين است كه آدمي در تاريكي هاي جهل براي رفتارها و تصورات ذهني خويش تعبيرات غيرواقعي دارد كه هرگز هيچ يك با ديگري مطابقت ندارد و با اصل موضوع كمتري شباهتي»[منصور مؤيد، ارسال المثل،‌ص80]

مولانا در این حکایت با تاکید بر ذات فنا ناپذیر هستی بخش عالم به چند نکته اشاره می کند:

 

1.       حقيقت گرائي

در بيان واقع و رويدادها هميشه بايد توجه و تأكيد بر حقايق رويدادها و واقعيت ها باشد و تا آنجا كه مقدور و امكان پذيراست براي دستيابي به حقايق كوشيد. حقيقت يك واقعيت مانند ذات بي همتای عالم يكتاست . در بيان واقعيت ها امكان خطا وجود دارد و بي جهت نيست كه علامه محمدتقي جعفري مي گويد:« بينائي حسي طبيعي حكم آن دست را دارد كه تنها ظاهر تجسم يافته حقايق را لمس مي كند، ديگر كاري به همه موجوديت حقايق ندارد. چشم دريا بين چيزي است و چشم كف بين چيز ديگر، حال كه تو در راه دريافت حقايق گام گذاشته اي اين بينائي كف بين را رها كن و آن ديده دريا بين را بدست بياور»[ علامه جعفري، تفسير مثنوي مولوي، جلد 7، ص 141]

از اينرو گزارشگران و خبرنگاران در بيان وقايع و رويدادها هيچگاه نبايد تحت تأثير شرايط زمان، مكان و اوضاع محيطي، حقيقت را فداي واقعيت هاي اجتماعي كنند، حق و حقيقت جلوه اي از صفات باري تعالي است و فداي آن به نفع واقعيت هاي اجتماعي كه مظاهر دنيوي هستند نه تنها صواب نيست بلكه انسانها را از دستيابي به فلاح و رستگاري باز مي دارد.

2 . واقعيت گرائي

فيل مظهر يك " واقعيت" در اين تمثيل است و هريك از افراد در جايگاه گزارشگراني تلقي مي شوند كه براساس ادراك، يافته هاي خود را گزارش مي كنند.

اطلاعات درباره آن به توانمندي و روشهايي نياز دارد، در واقع هريك از افراد هر آنچه را بدان دست يافته اند به عنوان واقعيت ارائه داده اند.

اين حكايت بيانگر آن است كه خبرنگاران و گزارشگران در جمع آوري اطلاعات و اخبار نبايد بخشي از واقعيت را بعنوان تمام و كمال واقعيت گزارش و بيان كنند.

 

3.جامع نگري

هر واقعيت ابعاد آشكار و پنهاني دارد، در واقع هر واقعيت به مثابه پازلي "pazzel" مي ماند كه از قسمت هاي مختلف تشكيل شده است و از كنار هم چيدن اين قسمت ها واقعيت حاصل مي شود.

از اينرو براي بيان و گزارش واقعيت "جامع نگري" ضروري است جامع نگري يعني گزارشگر ضمن بررسي كامل ابعاد يك واقعيت و رابطه علت و معلولي آنها با يكديگر دركي صحيح از واقعيت پيدا كند تا بتواند بعنوان ديدبان افكار عمومي جامعه، واقعه را براي مخاطبان كه امكان حضور در صحنه واقعه را ندارند، بيان كند خطري كه جامع نگري را تهديد مي كند يكسويه نگري است.

يكسويه نگري عارضه ي مهلك در دنياي رسانه ها به شمار مي رود و "اعتبار رسانه" و "اعتماد مخاطب" را از بين مي برد.

اگر افرادي يكسويه نگري را در لباس جامع نگري به مخاطبان ارائه دهند، بذر اختلاف در جامعه مي پاشند و به گفته امام محمد غزالي در كيمياي سعادت « بيشتر خلاف در ميان خلق چنين است كه هريكي از وجهي راست گفته باشد وليكن بعضي بينند و پندارند كه همه ديده اند.»[غزالي ، كيمياي سعادت]

4.ابزار جمع آوري اطلاعات

براي گردآوري اطلاعات و اخبار هر گزارشگر و خبرنگار از ابزارهاي متفاوتي بهره مي گيرد. در حكايت مولانا هر فرد از طريق "حس لامسه" مبادرت به جمع آوري اطلاعات مي كند كه لازم است ولي كافي نيست.

از اينرو براي جمع آوري اطلاعات و اخبار خبرنگاران و گزارشگران بايد از كليه ابزارهاي ممكن بهره گيرند. ابزارهاي جمع آوري اطلاعات به اين شرح است:

1 ـ مشاهده

2 ـ مصاحبه

3ـ اسناد و مدارك

مشاهده، حضور در صحنه واقعيت و رويداد است . حضور گزارشگر در صحنه رويداد اين فرصت را فراهم مي كند تا از نزديك  ابعاد  واقعه را بررسي كند و اهميت هريك از قسمت هاي آن را متناسب با ابعاد آن و ارتباط علت و معلولي آنها را از نزديك مشاهده كند. در بين ابزار جمع آوري اطلاعات هيچيك به اندازه مشاهده با اهميت نيستند، مشاهده مستقيم اين فرصت را براي ناظر فراهم مي كند تا انبوه اطلاعات در مفهوم گسترده آن را بدست آورد.

البته مشاهده يك واقعيت، براي تمام مشاهده گران نتايج يكساني را ببار نمي آورد، به قول "لوي پاستور" اگر افراد در منظر مشاهده قرار گيرند، فرشته بخت روي دوش كسي مي نشيند كه از ذهن آماده اي برخوردار است. مشاهده سيبي كه از يك درخت مي افتد براي نيوتن يك معنا و براي يك فرد معناي ديگري را القا مي كند، مشاهده نيوتن منجر به كشف قوانين جاذبه زمين و يك فرد معمولي هم ممكن است آن سيب را از زمين بردارد و بخورد.

مصاحبه در انواع مختلف آن با يك مقام مسئول، كارشناس و‌شاهدان واقعه مي تواند گزارشگر و خبرنگار را در دستيابي به ابعاد يك واقعيت ياري دهد و اين منوط به آن است كه خبرنگار و گزارشگر از سوگيري(bias) در گزارش پرهيز كند و قصد ساخته و پرداخته كردن يك ايده از قبل انديشيده شده را نداشته باشد.

بررسي اسناد و مدارك از جمله ديگر ابزار جمع آوري اطلاعات و اخبار است و گزارشگران و خبرنگاران براي تهيه يك گزارش جامع ضرورت دارد اسناد و مدارك مربوط به آن موضوع را بررسي و تجزيه و تحليل كنند در واقع بهنگام جمع آوري اطلاعات درباره يك "واقعه" بايد از منظرهاي مختلف به آن واقعه نگريست و چنانچه به نتايج يكساني دست يافت به عنوان يافته مسلم آن را گزارش كند.

علامه محمدتقي جعفري در كتاب تفسير مثنوي در شرح اين حكايت مولانا آورده است :

«موقعيت هاي بخصوصي كه هر لحظه دامن گير نظاره كنندگان در حقايق جهان هستي است، قيافه هاي مشخصي از يك حقيقت را براي آدميان بر مي نهد، اين واقعيت ها از عوامل گوناگوني ناشي مي شود از آن جمله:

1ـ مقدار علم به آن حقيقت

2 ـ موقعيت هاي مربوط به اميال و خواسته ها

3 ـ شرايط و مقتضيات پيرامون موضوع

اين شرايط اعم از زمان و مكان و عوامل طبيعي و انساني است كه موجب مي شود براي ناظرين از يك حقيقت هزاران قيافه بسازد، بطوري كه ممكن است همان شرايط يك حقيقت را در نمودهاي متضاد نشان بدهد.

علامه جعفري مي افزايد: چشم دريابين چيزي است و چشم كف بين چيز ديگر حال كه تو در راه دريافت حقايق گام گذاشته اي اين بينائي كف بين را رها كن و آن ديده دريابين را بدست بياور.»[جعفري، تفسيرمثنوي، 122]}

مثال هاي متعددي را مي توان بيان كرد كه گزارش هاي تهيه شده نظر واحدي را ارائه نداده است. واقعه 11 سپتامبر بعنوان واقعه اي كه سرآغاز تحولات ناميموني در جهان شد، از منظرهاي مختلف تفسير شده است كه نه تنها متفاوت بلكه متضاد هستند. در بيان علل اين رويداد كشورهاي مختلف و تحليل گران سياسي تحليل هاي متفاوتي را ارائه كرده اند و هريك متناسب با اميال و اهداف خود آن را تفسير و گزارش كرده اند اما حقيقت نهفته در اين رويداد هنوز براي جهانيان برملا نشده هرچند ابعادي از آن آشكار شده است . همچنين در جريان سقوط هواپيماي ياك چهل كه وزير راه و ترابري و كليه نمايندگان استان گلستان جان باختند گزارشهاي متفاوتي توسط گروه تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي، سازمان بازرسي كل كشور، سازمان هواپيماي كشوري و ديگر نهادها و مسئولان منتشر شد كه با يكديگر تفاوت هاي عمده اي داشتند  در حاليكه حقيقت ابعاد اين رويداد هيچگاه بطور واضح مشخص نشد. بطور يقين اين گزارش ها نه كاملاً غلط و نه كاملاً درست هستند بلكه هركدام به بخشي از واقعيت ها توجه كرده اند و استنتاج خود را براساس همان بخش از واقعيت ها انجام داده اند.

5.دانش و روشن ضميري

در حكايت مولانا تمام نتايج گزارش افراد از يك واقعيت، نه تنها متفاوت بود بلكه به همان ميزان نيز كه مورد توجه گزارشگران قرار گرفته بود "صحت" نداشت.

به تعبير مولانا اين اختلاف در گفته ها، ناشي از نداشتن دانش يا به تعبير او " روشنايي" بود. اگر شمعي در دست همه افراد گذاشته مي شد بطور يقين نتايج گزارش آنها نيز يكسان بود.

خبرنگاري و گزارشگري حرفه اي تخصصي است از اينرو به دانش، تخصص و مهارتهايي نياز دارد ، دانش به مثابه چراغي كه بر ابعاد تاريك واقعه مي تابد انسان را در دستيابي به آن توانمند مي كند و اين بيانگرآن است كه براي جمع آوري اطلاعات و اخبار نمي توان به ابزار محدود اكتفا كرد و چنين گزارشهايي فرجام خوبي نيز ندارند و بنابراين بر مخاطب نيز تأثيرگذار نيستند توزيع (پخش و چاپ) گزارشهاي بي اعتبار درخت را از بن بريدن است و به مثابه موريانه بتدريج اعتبار رسانه را نزد مخاطب از بين مي برد و اين نقض غرض است چرا كه در عصر ارتباطات، فعاليت رسانه با مخاطب كم، هدر دادن منابع است.

داشتن تحصيلات دانشگاهي مناسب، آگاهيهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ، آشنائي با مسائل بين المللي، توانايي استفاده از تجهيزات خبرنگاري، آشنائي با مهارتهاي ارتباطي و توانايي در جمع آوري اطلاعات و اخبار و تجزيه و تحليل درست آنها از جمله مواردي است كه خبرنگاران و گزارشگران را در ايفاي شغل مقدسي كه بعهده دارند ياري مي دهد. در غير اينصورت اگر خبرنگاران و گزارشگران به دانش روز در ابعاد مختلف آن مجهز نباشند عوارض خطرناكي گريبانگر رسانه و جامعه مي شود.

منابع : 1 ـ جعفري، محمدتقي، تفسير و نقد و تحليل مثنوي جلال الدين محمد بلخي، جلد 7

           2 ـ منصور مويد، علي رضا، ارسال المثل در مثنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي

 



 

 

 

+ نوشته شده توسط حجت اله عباسی در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 9:2 |